no-img
گام به گام آنلاین

آموزگار استثنائی -بیان تجربیات کلی همراه با بیان چالش و مشکلات و ارائه راهکارها


گام به گام آنلاین
پرداخت امنلینک فوریپشتیبانیضمانت
گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .

ادامه مطلب

ZIP
آموزگار استثنائی -بیان تجربیات کلی همراه با بیان چالش و مشکلات و ارائه راهکارها و پیشنهادات و بیان برنامه ی آینده
zip
فروردین ۶, ۱۳۹۶
660 کبلو بایت
2900 تومان
2900 تومان – خرید Loading

آموزگار استثنائی -بیان تجربیات کلی همراه با بیان چالش و مشکلات و ارائه راهکارها و پیشنهادات و بیان برنامه ی آینده


سازمان  آموزش و پرورش استان…

آموزش و پرورش …

 

نام و نام خانوادگی…

 

شماره پرسنلی: …

 

پست سازمانی: آموزگار استثنائی

 

عنوان تجربیات مدون:

بیان تجربیات کلی همراه با بیان چالش و مشکلات و ارائه راهکارها و پیشنهادات و بیان برنامه ی آینده

 

 

سال تحصیلی:…

 

 

 

مقدمه

 

دغدغه معلم همیشه این است که حیات بشر، بر مدار ارزش ها و کرامت انسانی بچرخد و شناخت خدا و مکتب و دین، همت اساسی آدمی باشد و هیچ بیگانه ای را مجال تجاوز به فرهنگ ارزشی دین و میهن فراهم نیاید.

در این مسیر خطیر، بزرگانی گام نهاده اند که نامشان بر تارک زمان می درخشد. علامه شهید استاد مرتضی مطهری (رحمه الله) از همین طایفه مقدس است که در سنگر تعلیم و تعلم، به قله های رفیعی دست یافت تا آنجا که معمار انقلاب اسلامی ـ که خود معلمی بزرگ است ـ همه آثارش را مفید می داند و بهره برداری از آنها را سفارش می کند.

هنر معلمی:

معلمی شغل و حرفه نیست، بلکه ذوق و هنر توانمندی است معلمی در قرآن به عنوان جلوه ای از قدرت لایزال الهی نخست ویژه ذات مقدس خداوند تبارک و تعالی است. در نخستین آیات قرآن که بر قلب مبارک پیغمبر اکرم (ص) نازل شد، به این هنر خداوند اشاره شده است:

اقرا باسم ربک الذی خلق، خلق الانسان من علق، اقرأ و ربک الاکرم، الذی علم بالقلم، علم الانسان ما لم یعلم. (علق: ۱ـ ۵)

نقش معلم و مدرسه در توانمند سازی و غنی بار آمدن دانش آموزان بیسار زیاد و قابل تامل و انکار ناپذیر است. این نقش در ایام گذشته ودوربه طرق گوناگون صورت می گرفت (گاهی نفر به نفر و گاهی استاد ،شاگردی )ولی اکنون در کنار مراکز آموزشی و دانشگاهی ،  فناوری مجازی وارد عرصه شده است و بر خود و دیگران فرض بدانیم که سرعت یاددهی و یادگیری علوم و تغییر و تحول در آن و توجه زیاد به آموزش و پرورش در دنیا چقدر شتاب گرفته است و غفلت در این مورد چه ضررها را متوجه فرد و جامعه و کشور می نماید.

معمولا وقتی کسی ازم می پرسد چکاره ای؟ میگویم معلم استثنایی.بلافاصله می گویند آهان عقب مانده ذهنی(یا بعضی ها می گویند خل و چل ها؟!!)خدا به دادت برسه!! بیشتر مردم نمی دانند که اینها عقب مانده نیستن.کم توان هستند و باید توانمند سازی شوند. به هر حال من آموزگار کودکان استثنایی هستم.

اصولا کودکان استثنایی به «حمایتی ها» ، «تربیت پذیرها» و «آموزش پذیرها» تقسیم می شوند. حمایتی ها کسانی هستند که قادر به انجام هیچ فعالیت یا مهارتی نیستند و باید در مراکز مراقبتی یا توسط والدین تحت مراقبت خاص قرار گیرند.

تربیت پذیر ها کسانی هستند که نسبت به حمایتی ها از بهره هوشی بیشتری برخوردارنمد اما نه آنقدر که بتوانند آموزش خاصی راببینند. این افراد حد اکثر می توانند مهارت هایی جهت انجام

شترین بهره هوشی را دارند و می توانند تحت آموزش خاصی قرار گرفته و بخشی از مفاهیم ساده نوشتاری و گفتاری را بیاموزند.

این افراد گاهی آموزش یک پایه تحصیلی را طی سه سال می گذرانند و اگر چنانچه بیش از سه سال طول کشیده و به تشخیص متتخصص تربیت پذیر تشخیص داده شوند از ادامه تحصیل باز می مانند. اما گاهی قادر می شوند تا پایه اول یا دوم راهنمایی هم پیش رفته و از آن پس به حرفه اموزی هدایت شوند.

به هر حال آنچه متاسفانه در کشور ما پذیرفته نشده اینست که این افراد هم انسان هایی هستند دارای احساس و حق حیات و برخورداری از تمام نعمت های الهی و به لحاظ حقوق فردی با دیگر انسان ها برابر و حتی نیاز به حمایت ویژه و خاص.

آنچه محرومیت ذهنی این کودکا

ی دانم.

آموزگار استثنایی بودن سختی های خودش را دارد. سر و کله زدن با بچه هایی که برای تفهیم حداقل مفاهیم ممکن روزها و بلکه ماه ها باید انتظار یادگیریشان را داشته باشی و مشکلات بهداشتی ای که سر کلاس پیش می آورند یا مسئله صرع که اغلبشان با آن مواجهند و یا مراقبت و نگهداری از اینکه مشکل و برخوردی بین آنها در کلاس و مدرسه پیش نیاید و دهها مسأله دیگر کافی است تا شما را در پایان یک روز کاری عصبی و خسته کند.

اما دانش آموزان کم توان ذهنی هم دنیای زیبای خود را دارند و در کنار سختی ها و تلخی های کار شیرینی ها و خاطرات خوش را هم دارند.

 

فصل اول

بیان چالش و مشکلات

در این فصل به بیان چالش و مشکلاتی خواهم پرداخت که در طول دوران خدمت در آموزش و پرورش استثنایی با آنها روبرو بوده و هستم.

چالش اول: عدم تمرکز کودکان بیش فعال

 

بیش‌فعالی به حالتی دلالت می‌کند که در آن کودک به نحوی مفرط و بیش از اندازه فعال و پرجنب‌ و جوش است. تحرک زیاد این کودکان نه تنها خود آنها را بلکه اطرافیان ، همکلاس‌ها ، اولیای مدرسه را دچار مشکل می‌کند. از آن جایی که در میان درصد بالایی از معتادین و افرادی که ترک تحصیل کرده‌اند علایم بیش فعالی در کودکی قابل مشاهده است.

از طرفی کودکان بیش فعال در معرض خطر بالایی از اختلال سلوک ، شخصیت ضد اجتماعی و سوء مصرف مواد مخدر قرار دارند لذا آگاهی همگان بویژه والدین و معلمان در این حالات از اهمیت بسزایی برخوردار است. نقص در تمرکز یا اختلال بیش‌فعالی (ADHD) شرایطی را برای کودک ایجاد می‌کند که نتواند آرام و بدون حرکت بنشیند، رفتارش را کنترل کرده و توجه خود را به یک موضوع خاص معطوف کند.

از هر ۱۰۰ کودک ۵ کودک می‌توانند مبتلا به ADHA باشند. پسران ۳ برابر بیش از دختران در معرض ابتلا قرار دارند. اغلب این مشکلات قبل از ۷ سالگی آغاز می‌شوند و ممکن است والدین تا وقتی که فرزندشان بزرگتر نشده متوجه مشکل او نگردند. پزشکان نمی‌دانند که چه چیزی باعث بروز ADHD می‌گردد ولی مطالعات بر روی مغز انسان‌ها را به فهم علل اجتماعی ADHD نزدیکتر کرده است.

پزشکان معتقدند افراد مبتلا به ADH

رفتار کمک می‌کند. والدین و آموزگاران باعث ایجاد ADHD در کودک نمی‌شوند ، بلکه آنها می‌توانند در فعالیت‌های کودک به وی کمک کنند.

دانش آموزان بیش فعال ، دانش آموزانی هستند که نسبت به سایر دانش آموزان فعالیت بیشتری دارند. فعالیتهایشان فاقد نظم و هدف و بدون تفکر است.فعالیت در حال انجام را به پایان نمی رسانند و به فعالیت دیگر می پردازند.

اینجانب با دانش آموزان بیش فعالی روبرو بودم که طبق نظر همکاران و والدینشان مشکلات زیادی را برای خود و سایرین در کلاس و مدرسه بوجود آورده بودند.

شکایت وگزارش منفی آموزگاران همکار ، کادر اجرایی ،والدین و سایر دانش آموزان کلاس و مدرسه از مشکلاتی که ایجاد کرده بود. مشاهده رفتار دانش آموز در کلاس ، مدرسه و خیابان. نمرات بسیار پایین و یادگیری ضعیف شاهد این مدعا بود.

چالش دوم: اختلال دیکته نویسی

 

دانش آموزان استثنایی معمولاً هر کدام به نوعی دچار مشکلات یادگیری می باشند ، و یکی از مشکلاتی که دانش آموزان با آن روبرویند ، اختلال دیکته نویسی می باشد . با توجه به این که این کودکان در سایر دروس معمولاً پیشرفت خوبی دارند . لازم به ذکر است که این کودکان دارای هوش طبیعی می باشند.

از همان ابتدای سال متوجه ضعف دیکته در ۳ نفر از دانش آموزان کلاس خود شدم . که البته این ضعف در دانش آموزی به نام الف بیش از دیگران توجه مرا به خود جلب کرد . از آنجایی که الف کودک باهوشی به نظر می رسید و مخصوصاً در درس ریاضی مهارت بسیار خوبی داشت ، و نمرات سایر دروس او هم نسبتاً خوب بود ، اما نمره ی پایین او در درس املا و بد خطی او بسیار مرا متعجب نموده بود . نمی دانستم که برای رفع مشکل او چه باید بکنم . برای رفع مشکل وی ازروش های متعددی استفاده نمودم ، که البته این روش ها در مورد سایر دانش آموزان بسیار مؤثر بود ، اما نتوانستم مشکل االف را حل کنم.

از آنجایی که وظیفه ی شغلی ام ایجاب می کرد که در این گونه موارد برای حل مشکلات دانش آموزان به دنبال شیوه ها و مهارت های کاربردی جدید باشم ، لذا بر آن شدم که برای کمک به این دانش آموز و سایر کودکانی که با چنین مشکلاتی مواجه اند ، وهمچنین کمک به مربیان ومعلمارن

ی از زمینه های آموزشی ، یافته های جدید  و خلّاقیت ها جایگزین روش های سنتی و کهنه شود . شاید بتوان با بکارگرفتن این شیوه ها به کودکانی که به علت ضعف در دیکته به آنها برچسب کودن ، کم ذهن ، تنبل، حواس پرت ، عقب مانده ، و امثال آن زده می شود ، کمک کرد.

از آنجائی که دیکته یکی از مهمترین مواد درسی دانش آموزان محسوب می شود ، که آن نیز به علّت مهم بودن مهارت های نوشتاری است ، شاید بتوان دلیل این امر را در عینی بودن مهارت های نوشتاری دانست که امکان تحلیل مشکلات کودک را فراهم می سازد . لذا با توجّه به اهمّیّت موضوع سعی کردم دقّت و تعمّق بیشتری در درس املا دانش آموزان ، بخصوص  “احمد” داشته باشم . لذا با رفتن به مدرسه ی احمد و ملاقات با وی و معلم و خانواده ی او و مصاحبه با آنان  از چگونگی وضعیت درسی و رفتاری احمد جویا شوم.

الف کودکی است ۸ ساله که در کلاس دوّم مشغول به تحصیل است . سال قبل ارزشیابی ضعیف او در املا سبب ضعف وی در این پایه شده بود . وی در بقیّه دروس ارزشیابی نسبتاً خوبی می گیرد و مشکلی در سایر دروس ندارد. بخصوص در دروس شفاهی عمل کرد بهتری دارد . امّا در درس املا کوچک ترین پیشرفتی نمی کند . معمولاً هرچه را که می شنود می نویسد . مثلاً ستل ( سطل )  ، مقازه ( مغازه ) و … ضمناً نوشته های او ناخوانا و نارسا می باشد وآن هم به علّت طرز غلط گرفتن قلم در دست ، سفت بودن بیش از حدّ انگشت شصت ، بسیار نزدیک بودن بازو به بدن ، دور بودن خیلی زیاد نوک قلم از انگشتان ، صحیح نبودن جهت کاغذ و درست نبود جهت حرکت قلم می با شد . وی بارها یک کلمه ر

طور متوسط ۳ روز در ماه غیبت دارد و غیبت های او نیز دقیقاًدر روز هایی است که درس دیکته داشته است . لازم به ذکر است که طبق برنامه هفتگی ، هفته ای دو روز دیکته گفته می شود که مجموعاً ۸ دیکته در ماه می باشد . بنا به گفته مادر الف ، وی در بیشتر مواقع روز هایی را که دیکته دارد ، تمارض کرده و اظهار می کند که دل درد و یا سر درد شدید دارد و علائم تب نیز در او مشاهده می شود و از خوردن غذا نیز امتناع می کند . لذا از رفتن به مدرسه خود داری می نماید .

دفتر دیکته ی الف نسبت به سایر دفاتر و کتاب هایش ، همیشه کثیف و پاره است . مرتباً دفترش را در منزل جا می گذارد و یا اظهار می دارد که گم کرده است و ناچاراً بر روی تکه کاغذی اقدام به نوشتن دیکته می نماید . در هنگام نوشتن املا نیز دائماً یا مداد ندارد  ویا نوک مدادش شکسته و یا بهانه های مختلفی می آورد تا شاید از نوشتن املای او صرف نظر شود . این گونه رفتار ها نیز تقریباً در دانش آموزان دیگر هم که به نوعی در درس دیکته دچار ضعف هستند ، مشاهده می شد ، ولی در احمد بسیار زیاد دیده می شد .

در بررسی املا الف ، لیستی از مجموع غلط های املایی او (حدوداً ۱۰ املا ) تهیه کرده ویادداشت نمودم . سپس آنها را تجزیه وتحلیل نموده و سعی کردم علت ویا علل آن اشتباهات را بیابم .

حدوداً ۸۵ غلط از ۱۰ دیکته استخراج شد که بیش از ۶۰% غلط های املایی وی ، ناشی از ضعف حافظه که شامل حافظه ی دیداری وشنیداری می باشدشد ، که البته هر کدام به نوع خود قابل توجه و پی گیری است . و حتماً برای رفع آنها می بایست راه حل هایی وجود داشته باشد.

 

چالش سوم: مشکلات کودکان فلج مغزی

 

فلج مغزی در شرایط نقصان تکامل یا آسیب به مناطق حرکتی مغز به وجود می‌آید که در نتیجه آن، این مناطق قادر به کنترل حرکتی و وضعیت بدنی فرد نمی‌باشند.

علائم فلج مغزی

  • سفتی عضلات یا اسپاستی سیتی
  • حرکات غیر طبیعی
  • اشکال در
  • زی معمولا قبل از سه سالگی ظاهر می‌شوند. نوزاد مبتلا به فلج مغزی اغلب در مقایسه با کودکان عادی، کندتر به مراحل رشدی خویش از قبیل غلتیدن، نشستن، چهار دست‌وپا رفتن، لبخند زدن و … دست پیدا می‌کند.

 

 

مشکلات کودکان فلج مغزی

مشکلات یادگیری

کودکان فلج مغزی ممکن است انواع به خصوصی از مشکلات یادگیری را تجربه کنند. این موارد شامل دامنه کوتاه توجه، مشکلات برنامه‌ریزی حرکتی (سازماندهی کردن و مرتب کردن)، مشکلات درکی و مشکلات گفتاری (زبانی) می‌شود.

مشکلات هوشی

کودکان فلج مغزی از نظر توانایی‌های هوشی کاملا متفاوت هستند. برخی علیرغم مشکلات جسمی‌شان، توانایی‌هایی مشابه سایر افراد دارند و بر

عی کودک ممکن است تأثیر اشتباهی روی نقص هوشی بگذارد.

مشکلات ادراکی

درک، به حس ایجاد شده از اطلاعات دریافتی از حواس گفته می‌شود. درک، کودک را قادر به انجام کارهایی مثل عبور از موانع، قضاوت درباره اندازه و شکل اشیاء و درک اینکه چگونه خطوط در کنار هم یک نامه را تشکیل می‌دهد می‌سازد. کودکانی که از این مشکلات رنج می‌برند ممکن است مشکل‌شان تا زمان مدرسه یا پیش دبستانی نمایان نشود.

 

 

مشکلات زبانی/ برقراری ارتباط

کودکان فلج مغزی ممکن است مشکلاتی در درک و ابراز ایده‌ها و نظراتشان داشته باشند. آن‌ها ممکن است نیاز به پیروی از دستورالعمل‌های

سازی درباره احساسات داشته باشد، این احتمال وجود دارد که یادگیری او نیز آسیب دیده باشد.

مشکلات گفتاری

به علت درگیری عضلات دهان، ممکن است کودکانی یافت شوند که به سختی صحبت می‌کنند. برای کودکان با محدودیت گفتاری ممکن است یک سیستم ارتباطی جایگزین به کمک آن‌ها بیاید مثل تخته ارتباطی، کتاب یا وسایل الکترونیکی.

گفتار نامفهوم در بیمار مبتلا به فلج مغزی، لزوما به معنی نقص هوشی نیست

مشکلات غذا خوردن و نوشیدن

فلج مغزی ممکن است عضلاتی را که مسئول باز و بسته کردن دهان و حرکت دادن لب‌ها و زبان هستند را نیز درگیر سازد. این کودکان ممکن است مشکلاتی در جویدن و بلعیدن غذا و نوشیدنی‌ها داشته باشند.

 

 

آبریزش دهان

به علت کنترل ضعیف عضلات ممکن است بعضی از کودکان فلج مغزی درجات مختلفی از آبریزش دهان را داشته باشند. آبریزش دهان زمانی که روی فعالیت حرکتی ظریفی متمرکز می‌شود، به طور محسوسی افزایش می‌یابد.

حواس

کاهش حس (لمس) در بعضی از کودکان فلج مغزی ممکن است انجام فعالیت‌های حرکتی ظریف و بزرگ آن‌ها را تحت تأثیر قرار دهد که به میزان درگیری اندام‌ها بستگی دارد. این کاهش حس اغلب با فقدان آگاهی از اندام‌های شان مرتبط است و ممکن است کودک نیاز به تشویق برای به کارگیری از اندام‌های مبتلا داشته باشد.

بینایی

بعضی از کودکان فلج مغزی ممکن است نقایص بینایی داشته باشند. یکی از این موارد ممکن است استرابیسم (انحراف چشم یا چرخش چشم) باشد. یک یا هر دو چشم به سمت داخل یا خارج چرخیده و باعث می‌شود که عملکرد همزمان هر دو چشم مختل گردد. این امر ممکن است منجر به دوبینی یا تمرکز با یک چشم شود.

شنوایی

بعضی از کودکان فلج مغزی ممکن است کاهش شنوایی داشته باشند.

 

صرع

در صورت وجود صرع پزشک ممکن است با تجویز دارویی که مناسب کودک باشد، تشنج را کنترل کند. در صورت لزوم ممکن است دارو را چندین بار تغییر دهد تا دوز و نوع داروی مناسب را بیابد. گاهی اوقات تشنج‌ها غیر قابل کنترل هستند.

در همین زمینه به ذ

ل فهم است تعدادی از حروف را اشتباه تلفظ می کند و آبریزش از دهان نیز  به وضوح مشاهده می شود که این حالت نیز روی وضوح گفتار مریم نیز تاثیر گذاشته است.

 

فصل دوم

بیان راهکارها و پیشنهادات

در این فصل به بیان راهکارها و پیشنهاداتی برای رفع یا بهبود چالش و مشکلاتی خواهم پرداخت که در صفحات قبل آنها را تشریح کرده ام.

 

راهکارهای چالش اول: را ههای درمان بیش فعـالی

 

نیمکت یا صندلی اورا کنار پنجره یا جایی که ممکن است باعث حواس پرتی او شود، قرار ندهید. بهتر است محل نیمکت اورا کنار میز خود یا در ردیف اول تعیین کنید. اگر راست دست است، او را جلوی کلاس در سمت راست بنشانید. اینکار کمک می کند تا او کمتر حواسش پرت شود.

این قبیل دانش آموزان با روش های عملی بهتر یاد می گیرند تا با روش سخنرانی معلم.

هر چه نکته های جدید تر در تدریس به کار برید برای این دانش آموزان بهتر است.

به آنها یاد بدهید

ظ کنید و او را زود به زود نگاه کنید.

در جاهای مهم با حالت ها و حرکت های خود به او بفهمانید که کدام قسمت درس مورد تاکید است. بهتر است نیمکت او انفرادی باشد. اگر ممکن نیست، به صندلی انفرادی بدهید یا دست کم تعداد نفرات را در نیمکت او کمتر کنید.

سعی کنید از رنگ ها و بخصوص مواد دیداری ( مثل نقاشی، مجسمه، عکس و فیلم) و مواد لمسی (مثل گچ، کاغذ خمیر و مانند اینها) بیشتر اس

نظورتان چیست.همچنین از او بخواهید آنها را در دفتر یادداشت خود بنویسد.

به او یاد بدهید که چگونه از حرف های معلم یادداشت برداری کند.در برخی موارد که مشکل دانش آموز شدید است، می توانید جاهای مهم هر مبحث را خودتان به او نشان دهید یا زیر آنها خط بکشید.هنگامی که دانش آموزان مشغول انجام تمرین یا تکلیف هستند، به کارهای او بیشتر سر بزنید و کار او را وارسی کنید. این دانش آموزان به جنب و جوش بیشتری نیاز دارند. گاهی به او اجازه بدهید که به حیاط برود و دوباره به کلاس برگردد.

به او یاد بدهیدکه چگونه می تواند با رنگ های مختلف کار هایش را سازمان دهی کند. او را سرزنش نکنید. عبارت های : توجه کن! حواست کجاست؟

دهید. مانند: تصویر سازی ذهنی، ربط دادن موضوع ها با یکدیگر، داستان سازی،کشیدن شکل برای مطالبی که خوانده، نوشتن کارها در تقویم یا برنامه زمانی و چیزهایی از این دست. این اختلال را به هوش کودک نسبت ندهید.

روشهای خشن، تنبیهی و اضطراب زا ممکن است رفتار های مشکل دار را بیشتر کند.

این دانش آموزان به طور کلی در درک و احساس زمان مشکل دارند. به همین علت نمی توانند رفتار های خود را تنظیم کنند و سازمان دهی کنند و صبور و شکیبا باشند.

به کودکان بیش فعال والدین آنها آموزش دهید تا کار هایشان را طبقه بندی کنند و از پوشه های مختلف برای این منظور استفاده کنند. برای مثال کار های انجام شده را در یک پوشه و کارهای انجام نشده را در پوشه دیگر قرار دهند.

به آنها بگویید فصل ها و قسمت های بزرگ درس را جزء به جزء و به تدریج بخوانند و مرور کنند.

گاهی بهتر است درس شان را با یک نفر دیگر بخوانند. به او یاد بدهید که چگونه باید تکالیفش را مرور کند. به او یاد بدهید که کارهایش را با سرعت تنظیم کند.

از والدین کودک بخواهید یک تقویم دیواری تهیه کنند تا کارهای روزانه اش را روی آن بنویسد. مراقب دارو خوردن او در مدرسه یا کلاس درس باشید تا مبادا فراموش کند. با هماهنگ

فتار مشکل ساز و روشهای تغییر آن با وی صحبت کنید.

کودک را از رفتارش جدا بدانید : با وجود اینکه کودک را می پذیرید و دوستش دارید مشخص کنید که بعضی رفتارها برایتان قابل قبول نیست.

ثبات داشته باشید : برای کودک مقررات رفتاری ثابتی وضع کنید و در انتظاراتتان از وی ثبات داشته باشید.

* «جای» دانش آموز را تغییر دهید، اما توجه کنید تا او به دلیل کار شما پی نبرد. او را قانع کنید که دوست دارید به او نزدیک تر باشید و او را در نزدیک ترین فاصله نسبت به خود بنشانید.

* سعی کنید دانش آموزی آرام و ترجیحا زرنگ را در کنار او بنشانید (کودک بیش فعال، باهوش و سریع است). نگذارید دانش آموزان بیش فعال در کنار یا نزدیک هم بنشینند.

* این گونه دانش آموزان، نباید نزدیک درب ورودی کلاس، پنجره، انتهای کلاس و حتی در کنار کلید برق بنشینند. هر عامل کوچکی، وسیله ای برای حواس پرتی آنها است. حواس آنها حتی با عبور یک پرنده پرت می شود!

* هنگامی که مبحث درسی جدیدی را آغاز می کنید، طوری بایستید که کمترین فاصله با او را داشته باشید. این نکته او را وامی دارد تا به درس گوش کند.

* پیش از آغاز درس جدید، بهتر است از او بخواهید تا درس جلسه قبل را توضیح دهد. از او درس نپرسید بلکه بخواهید درس را مانند شما توضیح بدهد. آنها از نظر شخصیتی در زمره افراد «راهبر» و «مدیر» قرار داشته و «کم رو» و «خجالتی» نیستند.

* پس از پایان درس جدید، از او بخواهید آنچه را که متوجه شده توضیح بدهد، از دیگران نیز بخواهید درس جدید را توضیح بدهند این مسأله راهی برای تکرار درس و آموزش غیرمستقیم به دانش آموز بیش فعال و کم دقت و بازیگوش است.

* این قبیل دانش آموزان علاقه شدیدی به «مطرح شدن» و «مرکز توجه بودن» دارند. از این رو اگر این نیاز آنها برآورده نشود، سرخورده شده و شیطنت را آغاز می کنند. بنابراین به نحوی این نیاز او را پاسخ بگویید (دقت کنید تا بین دانش آموزان تبعیض قایل نشوید).

* قبل از طرح هر پرسشی، همه دانش آموزان را از نظر بگذرانید. این حرکت آنها را به سمت شما متمرکز می کند.

* در میان تدریس، لحن کلام، وضعیت ایستادن و… خود را تغییر دهید. این تغییر وضعیت دانش آموز مورد نظر را به سوی شما متمرکز می کند.

* از وسایل کمک آموزشی استفاده کنید. فیلم، نوارهای آموزشی، کارت های بازی و خلاقیت، فعالیت های گروهی و… را فراموش نکنید. این مسأله ه

اقع دانش آموزان بیش فعال (ADD) به آزمون های آسان پاسخ نادرست و به تست های سخت پاسخ درست می دهند! برای جلب توجه بهتر است اگر سؤال یا سؤال های آزمون را روی تخته می نویسید، از حروف بزرگ و رنگی استفاده کنید تا همه دانش آموزان مخصوصا دانش آموزان مورد نظر متوجه شود.

هیچ گاه درباره شیطنت ها، ناآرامی ها، اشتباه ها و… او با کسی صحبت نکنید و یا حداقل نزد خود آنها مسأله را بازگو نکنید.

این مسأله آنها را ناآرام

عزت نفس و اعتماد به نفس آنها را افزایش داده و به آنها شخصیت بدهید.

* اگر در کلاس یا منزل خطایی از آنها سر زد، آنه

حوصله و منطق برخورد کنید، نتیجه بهتری خواهید گرفت.

راهکارهایی برای چالش دوم: اختلال دیکته نویسی

 

در وحله ی اول می بایست مشکل ناخوانانویسی الف اصلاح گردد . لذا برای این منظور، یعنی ترمیم نارسانویسی ، اقدامات زیر انجام شد:

یک وایت برد یا گچ مناسبی در اختیار او قرار داده شد تا به دلخواه بر روی تخته خط بکشد و نقاشی کند . قرار شد این کار را معمولاً در ساعت تفریح ویا در منزل انجام دهد . زیرا تمرین بر روی تخته سیاه روش مناسبی برای رشد عضلات بزرگ شانه ، بازو و دست می باشد .

۲- مراحل بعد برای تق

 

-باز وبسته کردن زیپ ، دکمه های لباس و بند کفش .

-رسم خطوط بر روی ماسه یا خاک نرم به کمک یک چوب .

-باز وبسته کردن تعدادی پیچ و مهره و قفل وکلید.

-ساخت چیزهای مختلف با گل رس .

-رسم خط راست از بین دو خط موازی با فاصله های کم وزیاد و در جهات مختلف .

-استفاده از انواع ماز و پر کردن شکل های نقطه چین شده.( ضمیمه – هماهنگی چشم و دست).

– اعداد ،کلمات وحروفی را به طور کامل نوشته و سپس در کنار آن همان اعداد ، حروف و کلمات را به صورت ناقص می نویسیم و از کودک می خواهیم آنها را کامل کند .

( باران – با    ) ( ص –   )  ( ۳  –    )

– دو نوار موازی با هم را با فاصله ی مناسب به کاغذ چسبانده و از کودک خواسته شد که بین آن دو نوار بنویسد .

-همچنین تمریناتی جهت تقویت هماهنگی چشم و دست ارائه شد از قبیل :

۱٫انداختن توپ در حلقه ی مینی بسکت  ؛

۲٫کوبیدن میخ ؛

۳٫انداختن حلقه های پلاستیکی دور چوبی که بصورت عمود قرار گرفته ؛

۴٫بازی با توپ و راکت ؛

۵٫بازی بولینگ ؛

۶٫پیچاندن نخ دور قرقره ( بخصوص هنگام راه رفتن ) ؛

۷٫حمل یک استکان

؛

  1. گرفتن وپرتاب کردن توپ ؛
  2. انداختن وگرفتن دو پرتقال با یک دست ؛
  3. دوختن ؛ و…

ضمناً به معلمان عزیز مربوطه توصیه می شود که درحد امکان سعی شود تمامی این تمرین ها در فضایی پراز شورو شوق انجام گیرد و دانش آموزان دیگر نیز به اتفاق هم بازی و تمرین نمایند . وبرای ایجاد علاقه ی بیشتر در آنان ، بعد از هر موفقیت ، یک تقویت کنند نیز ارائه گردد .

با انجام این تمرینات در مدت نسبتاً کوتاهی نارسانویسی الف اصلاح گردید و تا حدودی اعتماد به نفس و شوق او برای خوب نوشتن افزایش یافت .

تمرینات زیر برای تقویت حافظه ی دیداری او بسیار مفید بودند :

۱-ابتدا دو تصویر را انتخاب کرده ویک به یک به دانش آموز داده ، وسپس تصویرها را مخفی کردیم و از او خواستیم که آن تصویر را نام ببرد .

۲-همان تمرین را تکرار کر

شیا وتصاویر مختلف را به ت

چند وسیله وتصویررا با هم عوض کردیم وبعد از وی خواستیم اشیا را به ترتیب قبلی بچیند.

۴-از دانش آموز می خواهیم چند دقیقه بیرون از کلاس باشد . در غیاب او محل نشستن یکی دو نفر از همکلاسی هایش را عوض کردیم . سپس او را به کلاس فراخوانده و از وی خواسته می شد تا تغییرات انجام شده در کلاس را پیدا کند.

 

 

راهکارهایی برای چالش سوم: کودکان فلج مغزی

 

وظیفه اصلی معلم در قبال اینگونه کودکان قبل از آموزش باید این باشد که دانش آموز را تا حد امکان برای زندگی مستقل آماده کند. در موارد رفع مشکلات مربوط به گفتار این

از راه بینی، تمرین گفتن مصوت های آ – او – ای استفاده شد.

در زمینه گوش کردن به این کودکان

درست و نادرست را حدس بزند استفاده شده است.

مشکلات تمرکز در اینگونه کودکان در درس ریاضی بسیار دیده می شود. به همین دلیل باید جلسات درسی بالاتر از ۴۵ دقیقه طولانی تر نشود. زمان آموزش باید کوتاه تر و متنوع ت

ده می شود.

 

 

برنامه هایی برای آینده

 

از آنجایی که قرن بیست و یکم، قرن اطلاعات، ابتکار و مهارت و سرعت می باشد  من نیز قصد دارم این برنامه ها را در آینده دنبال کنم.

۱-آشنایی فناوری آموزشی: برای کس

ست نادرست و حتی گمراه کننده باشد، بنابراین معلمان با استفاده از این تکنیک باید معلمانی محقق و پژوهشگر باشند و دانش آموزان پرسش گر امروز و پژوهشگر فردا تربیت کنند.

۲-آشنا با استاندارهای جهانی کیفیت کار

۳- بالا بردن اطلاعات عمومی: معلم قرن بیست و یکم در همه ی زمینه ها اطلاعات خود را بالا ببرد نه فقط در زمینه  رشته ی تدریس خود چرا که بسیاری از علوم به هم وابسته اند. اصطلاحات رایج روز را بشناسد، امور سیاسی، اقتصادی، اجتماعی جامع خود را بداند و در نهایت به علم روان شناسی آگاه باشد چرا که یک معلم بیش از معلم بودن خود باید یک روان شناس آگاه و خبره باشد.

۴- تدریس نوین: استفاده از روش تدریس فعال و همگام با روز، روش هایی تدریس معلم را ویژگی خاص می بخشد عبارتنند از : روش همیاری، روش تدریس فعال، روش با

ن روش ها را می شناسد و می داند که هر یک را در چه درسی و در چه کلاسی به کار گیرد و به تعبیری تدریس او مبتنی بر استانداردها است و تدریس بر اساس استاندارد نوعی بهبود فرایند کار در آموزش و پرورش است.

۵-  شرکت در دوره های ضمن خدمت: معلم همیشه خود باید در حال فراگیری علم باشد و اطلاعات جدید و نو را بگیرد، در طول کار خود همیشه یکسان تدریس نکند و نکات را از جهات مختلف و زوایای متعدد بیان کند. لازمه ی این کار، شرکت در دوره های ضمن خدمت آموزش معلمان است.

۶-آشنایی با اصول روانشناسی تربیتی: از آنجائی که معلم در طول تدریس خود نیاز به ارتباط مقابل دارد، بنابراین باید مخاطبان خود را شناسایی کند. بداند در چه شرایطی زندگی می کنند، تا حدی از خانواده آنها مطلع باشد. در این صورت می تواند پیام های یاددهی خود را شفاف منتقل سازد.

۷- داشتن طرح درس: معلم، باید زمان تدریس خود را حساب کند کتاب مورد تدریس را با طرح درس سالانه، بودجه بندی کند و همچنین طرح درس روزانه، داشته باشد و

کاربرد،ترکیب قضاوت) را بداند و در طرح ریزی سؤالات و ارزشیابی های مستمر خود که در طرح سالانه خود در نظر گرفته است اعمال نماید.

در پایان باید متذکر شوم معلمی تنها شغل

ی تابی کند و انتظار بکشد لحظه یادگیری فرا رسد.

بنده در نظرم هست که در این مدت باقی

 

با سپاس فراوان.



تصاویر پیش نمایش


آموزگار استثنائی -بیان تجربیات کلی همراه با بیان چالش و مشکلات و ارائه راهکارها و پیشنهادات و بیان برنامه ی آینده-1

درباره نویسنده

متولد سال 1364.دارای لیسانس مهندسی صنایع (برنامه ریزی و تحلیل سیستمها) آشنایی با کامپیوتر در حد قابل قبول.دارای سابقه تدریس در مدارس غیر انتفاعی راهنمایی و دبیرستان.متاهل.

publisher4 16 نوشته در گام به گام آنلاین دارد . مشاهده تمام نوشته های

نظرات کاربران


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.